سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

257

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

رسيدند ، اطرافيان فرمانروا جلو رفتند و به آنها گفتند سجده كنيد آنها گفتند : ما غير خداى تعالى در برابر كسى سجده نمىكنيم ! نجاشى گفت : آفرين به شما و آن كسى كه از نزد او آمده‌ايد و من گواهى مىدهم كه او همان كسى است كه عيسى بن مريم بشارت داده است و اگر نبود مقام سلطنت من به خدمتش مىآمدم و كفش او را مىبوسيدم ! ( 1 ) و نيز ابو نعيم در « حليه » از قول عمرو بن عاص نقل كرده ، مىگويد : وقتى كه به دربار نجاشى رسيديم من فرياد زدم به عمرو بن عاص اجازه ورود بدهيد ! جعفر از پشت سر من فرياد زد به حزب اللّه اذن ورود مرحمت كن ! نجاشى صداى او را شنيد و پيش از من به او اذن ورود داد . و در روايتى آمده است كه نجاشى از جا برخاست ، عمرو به آرامى به رفيقش گفت : آيا مىشنوى چه مىگويد ؟ ( 2 ) و در روايتى آمده است كه نجاشى در كوچكى ساخته بود كه هر كس از آنجا وارد مىشد به وى سجده مىكرد ولى چون جعفر آمد ، آن در را پشت سر گذاشت و بر نجاشى وارد شد چون نجاشى او را ديد به چشمش مهم جلوه كرد و او را بزرگ شمرد و به دست او اسلام آورد . ( 3 ) و در روايتى آمده است كه روحانيان دربار به قدرى گريه كردند كه محاسنشان تر شد و دربارهء آنها آيه شريفه نازل شده است : وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ « 1 » ( 4 ) وفات جعفر سيره‌نويسان گفته‌اند كه جعفر در موته ؛ انتهاى سرزمين بلقاى حجاز به شهادت رسيد و اين رويداد در جمادى الاولى سال هشتم هجرى اتّفاق افتاد . ( 5 ) ابن اسحاق مىگويد : علت اين جنگ آن بود كه رسول خدا ( ص ) حرث بن عمير ازدى را با نامه‌اى نزد پادشاه بصرى فرستاد و او وقتى كه در موته فرود آمد ، شرحبيل بن عمرو غسّانى او را ديد و به قتل رساند و از فرستادگان رسول خدا ( ص ) كس ديگرى را نكشت و اين مطلب بر رسول خدا ( ص ) گران آمد اين بود كه مردم را دعوت كرد و لشكرى را كه

--> ( 1 ) سورهء مائده ( 5 ) آيهء 83 : و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده ، بشنوند چشمهاى آنها را مىبينى كه ( از شوق ) اشك مىريزد .